الشيخ عباس القمي
411
الفوائد الرضوية في أحوال علماء المذهب الجعفرية ( فارسى )
پيوسته چشم به مرگش نهادهاند كه در عزايش جامههاى كهن بدرند و لباسها [ ى ] نو از خز و ديباى چينى ببرند ، چه بزرگان گفتهاند : سيم بخيل از خاك وقتى بيرون آيد كه در خاك رود . بخيل توانگر به دينار و سيم * طلسمى است بالاى گنجى مقيم « 1 » و بخيل را بعد از مرگ كسى ياد نكند ؛ چه هركس را در زندگى او نانش نخورند در مردگى نامش نبرند . پس بخيل بيچاره در دنيا خوار و در عقبا گرفتار است . و لقد أجاد أبو الفتح البستي في قوله : من جاد بالمال مال النّاس قاطبة * إليه و المال للإنسان فتّان من كان منّاعا للخير « 2 » فليس له * عند الحقيقة إخوان و أخدان و قال عليه السّلام : « لكلّ امرئ في ماله شريكان : الوارث و الحادث » ؛ « 3 » فرمود أمير المؤمنين عليه السّلام : از براى هر شخصى در مال او دو شريك است : يكى وارث كه مال را مىبرد ، و ديگر حوادث روزگار كه مفنى اموال است . و نظير همين كلمهء مباركه است قول آن جناب نيز : « بشّر مال البخيل بحادث او وارث » « 4 » . پس آدم عاقل آن است كه پيش از آنكه شركاى او اموال او را ببرند براى آخرت خود كارى بكند . خذ من تراثك ما استطعت فإنّما * شركاؤك الأيّام و الوارث لم يقض حقّ المال إلّا معشر * نظروا الزّمان يعيث « 5 » فيه فعاث خور و پوش و بخشاى و راحت رسان * نگه مى چه دارى ز بهر كسان زر و نعمت اكنون بده كان توست * كه بعد از تو بيرون ز فرمان توست « 6 » تو با خود ببر توشهء خويشتن * كه شفقت نيايد ز فرزند و زن غم خويش در زندگى خور كه خويش * به مرده نپردازد از حرص خويش
--> ( 1 ) . كليات سعدى ، چاپ فروغى ، ص 289 ( 2 ) . در كشكول شيخ بهايى ، ج 2 ، ص 49 « من كان للخير مناعا فليس له » على الحقيقه . . . است ( 3 ) . نهج البلاغه ، ص 1245 ، حكمت 229 ( 4 ) . شرح صد كلمه ابن ميثم ، ص 93 ( 5 ) . يعنى تباهى مىرساند در آن . ر . ك : صد كلمهء قصار ، ص 69 ( 6 ) . كليات سعدى ، ص 271